NEWSFLASH: AAI launches a new website in 2015. Thanks to the AAI Tech Team! 

نامه ای سرگشاده به مسلمانان میانه رو

نویسنده: علی رضوی / برگردان دانیال جعفری

اول بگذارید بگویم چه کاری نخواهم کرد. من شما را متهم به سکوت در مقابل جنایاتی که هم کیشان شما در دنیا مرتکب می شوند نخواهم کرد. اغلب شما با صدای رسا برائت تان را از آنچه امثال حکومت اسلامی مرتکب می شوند اعلام کرده اید. شما کمک کردید تا اعتبار حکومت اسلامی را زیر سئوال ببریم.

من همچنین شما را متهم به هواداری از آرمان های بنیادگرایان، از جمله جهاد و مسلمانان کردن به اجبار نخواهم کرد. می دانم که شما هم از تاکتیک های آنها بیزارید، به خصوص که بیشتر قربانیان شان خود مسلمانان هستند. در این زمینه من با شما هم عقیده هستم.

اما قصد دارم درباره اعتبار زایل شونده روزافزون شما سخن بگویم. امری که دیگران هم به آن اشاره کرده اند.

 

این روزها بیش از همیشه حس می کنید بد فهمیده می شوید به خصوص وقتی بنیادگرایان مسلمان، دین تان را به گروگان گرفته و خود را «صدای اسلام» معرفی می کنند. بدترش این است که همه باورشان می کنند.

عصبانیت شما واضح است. در پاسخ به انتقاد شدید بیل مار مجری تلویزیون از لیبرال ها به خاطر سکوت شان در قبال انتقاد از اسلام، رضا اصلان در برنامه سی ان ان حاضر شد و نهایتا به الفاظی چون «احمق» و «متعصب» متوسل شد (او بعدا از این حرف ها اظهار پشیمانی کرد)

به حرف های اصلان کمی بعدتر خواهیم پرداخت اما اجازه بدهید به حرفی که اصلان زد و به نظر حرف بسیاری از شما هم هست بپردازیم. اینکه امروز بسیاری، همه مسلمانان را با تندروها یک کاسه می کنند. این حرف غالبا صحیح است و عمدتا در حق میانه رو ها بی انصافی است.

اما شما نمی توانید همه اش «تعصب» یا «نادانی» منتقدین یا جهت گیری رسانه را دلیل ش بدانید. همانقدر که شما مدعی هستید همه مسلمانان مثل هم نیستند، رسانه ها، و غیرمسلمانان هم همه یک جور نیستند.

مشکل اینجاست که مسلمانان میانه رو ای چون شما در تداوم این روایت، حتی اگر قصدش را نداشته باشید بسیار نقش داشته اند. برای فهم اهمیت اش سعی کنید از منظر طرف دیگر به قضیه بنگرید.

به نظرتان اینها آشنا نیست:

۱. یک مسلمان میانه رو مدعی می شود حکومت اسلامی، اسلام واقعی نیست، و اسلام دین صلح است.

۲. کسی می پرسد پس تکلیف آیه قرانی که می گوید کفار را به چنگ بیاورید و به قتل برسانید (سوره نسا آیه ۸۹) چیست؟ یا آیات ۱۲ و ۱۳ سوره انفال که می گوید خداوند من را فرستاد تا گردن و نوک انگشتان ناباوران را قطع کنم، که در واقع وعده «مجازات سخت» هر کسی که مخالف خدا و فرستاده اش باشند؟یا سوره مائده آیه ۳۳ که کسانی که در زمین فساد می کنند (واژه ای مبهم که به باور عمومی شامل کفرگویی هم می شود) را به قتل برسان و به صلیب بکش چه؟ یا سوره محمد آیه ۴ که مجازات گردن زدن برای ناباوران در جهاد را توصیه می کند؟

۳. فرد مسلمان از این آیات به عنوان کلام الاهی دفاع می کند و اصرار دارد که اینها بایستی در جای خودش تفسیر بشود، یا اینکه می بایست به صورت استعاری خوانده شود، یا حتی اصلا نادرست ترجمه شده است.

۴. با اینکه به او ترجمه های مختلف قرآن را نشان داده که همگی بر خشونت آمیز بودن این آیات صحه می گذارند، یا نشان دادن آیات مشابه در کتب مقدس دیگر، مسلمان همچنان اصرار به دفاع از کلام اله بودن قرآن دارد.

گاهی اوقات این پرسش ها باعث می شود که پرسشگر را برچسب «اسلام هراس» بزنند یا «متعصب». کاری که رضا اصلان در مصاحبه اش با سی ان ان در حق بیل مار انجام داد. این اتهامی جدی است که به راحتی هر گونه امکان گفتگویی را از میان می برد. هیچ کسی دوست ندارد متعصب خوانده بشود

اما خودتان را جای غیرمسلمانان بگذارید. آیا آنها هستند که اسلام را به تروریسم وصل می کنند؟ ما با تصاویر آدم هایی که الاه اکبرگویان و با نقل آوردن از کتب قرآن و حدیث آدم سر می برند و آتش می زنند و منفجر می کنند احاطه شده ایم. چه کسی مسئول این وصل شدن اسلام به تروریسم است؟

اگر جاها عوض می شد شما چه می کردید؟ غیرمسلمانان چه بایستی بکنند وقتی مسلمانان میانه رو از همین کتب مقدسی که افراطی ها به عنوان دلیل رفتار خشونت بارشان به آن استناد می کنند، به عنوان متونی کامل و بی نقص دفاع می کنند؟

رضا اصلان هم به مانند بیشتر مسلمانان میانه رو از این موضوع که قران را عینا کلام خدا می دانند و تفسیری مو به مو از آن دارند شکایت دارند. از این نظر ما با هم هم نظر هستیم.

رضا اصلان تنها نیست. بسیاری از شما مسلمانان میانه رو تلاش می کنید هر تفسیری غیر از برداشت کلمه به کلمه از قرآن به دست بدهید بلکه همانطوری که واقعا نوشته شده خوانده نشود. اما فکر می کنید از نظر دیگران کار شما چطور به نظر می آید؟ کسانی که شما را نظاره می کنند، این برداشت را خواهند داشت که آنچه شما کلام بی نقص پروردگار می خوانید، چیزی کم و کسر دارد. به عبارت دیگر شما به شنوندگان خود می گویید تفسیر شما از کلام اله را از خود کلام اله مهم تر بدانند. البته این وجهه خوبی برای کسی که ادعا می کند کتاب کلام خدا ست نمی آورد. به علاوه این ادعا که قرآن بسیار بدفهم شده باعث می شود مردم فکر کنند نویسنده این کتاب یا از رساندن منظورش عاجز بوده یا بلد نیست حرف بزند. من می دانم که شما قصد ندارید چنین پیامی منتقل بکنید، من خودم زمانی چنین فکر می کردم. ولی می خواهم بدانید چرا حرف هایتان در میان غیرمسلمانان طور دیگری فهمیده می شود.

اگر بنا به فهم «استعاری» از متن مقدس باشد، دست کم بایستی ایده اصلی را حفظ بکند. استعارات برای روشن سازی و رساندن پیام هستند نه برای پوشاندن و پیچاندن اش. وقتی کلام اصلی حرف از خشونت عیان می زند و برداشت استعاری می گوید منظور صلح و اتحاد است، دیگر بحث استعاره نیست بلکه وارد حیطه تحریف شده یم.اگر قضیه محدود به یکی دو آیه بود حرف تان قبول بود. اگر تفسیر شما مورد پذیرش اکثریت مسلمانان بود باز حرف تان قبول بود. متاسفانه هیچ یک از اینها صادق نیست.

احتمالا با خواندن متن تا به اینجا دارید سرتان را به نشانه تاسف تکان می دهید. می دانم که توجیهاتی که می آورید برای همکیشان شما بسیار قانع کننده است. این غیرمنتظره نیست، افرادی که نمی خواهند از میان ایمان و وجدان شان انتخاب بکنند، به هر چیزی متوسل می شوند.

اما حرفم را قبول بکنید که خارج از دایره خودی ها، تمام حرف هایتان گیج کننده به نظر می رسد. من مناظراتی با لیبرال های غربی داشته ام که در خفا تایید می کنند حرف های شما گیج کننده است ولی از ترس اینکه اسلام هراس نامیده بشوند یا با انتقاد از شما میانه روها منجر به تقویت تندروها بشوند از گفتن حقیقت ابا دارند. بسیاری از دوستان لیبرال شما صداقت دارند ولی شوکه خواهید شد اگر بدانید چه تعداد از افراد از ترس اینکه متعصب نامیده بشوند از گفتن ش پرهیز دارند. فرق بیل مار و آنها این است که او این حرف ها را به زبان می آورد.

متاسفانه این بی صداقتی به هزینه از میان رفتن اعتبار شماست. همین حرف هاست که باعث می شود مسلمانانی که از نظرات دیگر منطقی هستند به شدت در افکارشان بی ثبات به نظر برسند. می دانم که قصد شما نیست ولی با این کارتان، شما افراطی ها را تقویت می کنید به دلیل اینکه تمایز میان شما و آنها به شدت دشوار می شود. شما همه کارهای هولناکی که به نام مذهب تان انجام می شود را محکوم می کنید ولی همین کارها که در متن مقدس می آید، از همه قوای فکری تان استفاده می کنید تا از آن دفاع بکنید. چنین کاری یا تعبیر به انکار یا خدعه گری می شود که راه را برای یک گفتگوی صادقانه می بندد.

این بغرنج اصلی است: باور به اینکه قرآن کلام خدشه ناپذیر الهی ست، باوری کانونی در ایمان اسلامی است که میان مسلمانان بنیادگرا و پیشرو مشترک است. بسیاری از شما فکر می کنید اگر این باور را وابگذارید، دیگر فرقی با غیرمسلمان ندارید، ولی آیا لزوما باید چنین باشد؟

من در چندین کشور با اکثریت مسلمان بزرگ شده ام و از زمانی که یادم هست حرف از اصلاح دین بوده. در نهایت به این نتیجه رسیدم اولین گام در اصلاح واقعی، تجدید نظر در خطاناپذیری متن مقدس است.

تنها من نیستم. مجید نواز، یک مسلمان معتقد، به اشکالات قرآن اشاره کرده است. همینطور عمرا نظیر هم اخیرا از مسلمانان دعوت کرد در باور خدشه ناپذیری قرآن تجدید نظر کنند.
آیا حق با آنهاست؟ در نگاه اول به نظر فکر شوکه کننده ای ست ولی شدنی است و سابقه هم دارد.

من در ریاض، پایتخت عربستان، در دوره پیش از اینترنت بزرگ شدم. ما معلمی فوق برنامه ای داشتیم که به ما یاد می داد قرآن را به زبان عربی سنتی قرائت بکنیم. خانواده من جزو اکثریت ۱.۶ میلیارد مسلمانی بود که در کشورهای غیرعرب زبان زندگی می کنند (اندونزی، ایران ترکیه مالزی). با این حال بسیاری از ما حتی بدون دانستن زبان عربی می توانیم قرآن را به عربی بخوانیم.

در خانه های مسلمانان قرآن را در رفیع ترین جا قرار می دهند. در خانه ما در بالاترین ردیف کتابخانه بود. بدون وضو دست زدن به آن ممنوع است. زنان مستحیض حق دست زدن یا خواندن اش را ندارند. سنی مذهب ها در ما رمضان آن را به تمامی می خوانند. در بسیاری از عروسی های مسلمانان آن را بر سر عروس و داماد می گیرند به نیت نیک. کودکی که قرآن را یک بار بخواند برایش جشن می گیرند.

اما پیش از اینترنت من ندرتا کسی را دیده بودم که به زبان خودش قرآن را خوانده باشد. حتی مومنین واقعی. ما هر چه بهمان گفته می شد را قبول می کردیم به عنوان معنای آیات. آن موقع ها گوگل نبود.

چیزهای زیادی بود که ما از وجودش در قران خبر نداشتیم. آن موقع ما هم مثل رضا اصلان به اشتباه فکر می کردیم مجازات هایی چون سر بریدن و قطع دست مربوط به فرهنگ سعودی هاست و ربطی به قرآن ندارد. بعدها فهمیدیم که قرآن صریحا تجویز به سر بریدن کرده (سوره انفال، آیه ۱۲) و همچنین واضح گفته است که دست دزد، چه مرد و چه زن را بایستی برید (سوره مائده، آیه ۳۸).

البته چیزهایی هم هست که عموما تصور می شود در قرآن آمده ولی در آن وجود ندارد. یک مورد اش حجاب یا برقع است، که هیچ کدام اش در قرآن نیست. همینطور سنگسار، که درقرآن نیامده اما در حدیث هست و حتی در عهد عتیق هست ولی نه در قرآن.

ختنه چه مرد و چه زن در قرآن نیامده. با این حال هر دو در حدیث توصیه شده اند. رضا اصلان وقتی از ختنه زنان حرف می زند یادش می رود بگوید از چهار شاخه سنی مذهب، شافعی رسما آن را الزامی کرده و سه شاخه دیگر، آن را توصیه کرده اند. به همین دلی است که در اندونزی، که پر جمعیت ترین کشور مسلمان جهان است و غلبه با شافعی مذهب هاست، همان کشوری که اصلان مدعی است «زنان ۱۰۰٪ با مردان برابر هستند»، نرخ ختنه زنان ۸۶ درصد است و ۹۰ درصد خانواده ها از آن حمایت می کنند. همینطور بزرگترین کشور عرب مسلمان، مصر نرخ ختنه زنان ش ۹۰ درصد است. این درست است که ختنه زنان و مردان به پیش از اسلام بر می گردد ولی صحیح نیست بگوییم هیچ ربطی به اسلام ندارد.

این جور اطلاعات را من وقتی بزرگ می شدم در اختیار نداشتم. ولی اینترنت با خودش این چیزها را آورد.به ناگاه، هر بچه ۱۲ ساله ای می توانست با چند کلیک ترجمه های متعدد قرآن را در زبان های مختلف در اختیار بگیرد و مقایسه بکند. هیچ چیز پنهانی نبود. وقتی قاتل لی ریگبی به سوی توبه استناد می کرد به عنوان دلیل ارتکاب به قتل، می شد به راحتی رفت و دید درباره چه حرف می زند. وقتی حکومت اسلامی دلیل اعمال ش را آیه ۳۳ سوره مائده می داند یا آیه ۴ سوره محمد می شود با یک کلیک رفت و خواند.

نیازی نیست بگویم این معضل بزرگی است که شما می بایست با آن روبرو بشوید. مردم وقتی می بینند مسلمانان میانه رو اصرار دارند اسلام دین صلح است و در عین حال از این آیات دفاع می کنند، به نظرشان تناقض آمیز می آید. وقتی این آیات را می خوانند و رفتار بنیادگرایان را می بینند، به نظرشان منطقی می آید. این هراس انگیز است. بایستی سعی کنید بفهمید. داد و قال و تهمت «نژادپرست» زدن به دیگران، آنطور که بن افلک کرد، مسئله را حل نمی کند.

(در ضمن اگر فکر می کنید انتقاد از اسلام نژادپرستانه است، دارید می گویید مسلمانان همه از یک نژاد هستند. می دانید که به چنین تفکری چه می گویند)

این درست است که قضاوت کردن یک دین بر اساس یک گروه خاص از پیروان اش منصفانه نیست، حالا این گروه می خواهد مسلمانان میانه رو باشند یا القاعده. اما قضاوت کردن بر مبنای متون کانونی آن مذهب، درست و از نظر روشنفکری صادقانه است. همان متن هایی که اکنون با یک کلیک در اختیار همه است.

امروز بایستی تلاش بیشتری در پاسخ دادن به کسانی که درباره اعتقادات تان از شما می پرسند بکنید. ماست مالی کردن هر چیزی که نادرست یا آزاردهنده است با «تفسیر اشتباه شده» یا «استعاری ست» چیزی را حل نمی کند. همچنین تهمت متعصب زدن به کسی که پرسش می کند.

پس چطور بایستی پاسخ داد؟

برای شروع، کتب مقدس دیگر ادیان ابراهیمی را بخوانید. خواهید دید که اگر نه بیشتر، به اندازه قرآن در آن تجویز خشونت آمده. سنگسار کفار، زانی، قتل همجنسگرایان، همه اش در کتاب مقدس هست. ده آیه از سفر تثنیه را که بخواهید، ممکن است فکر کنید راهنمای داعش را دارید می خوانید.

ممکن است از خودتان بپرسید چطور چنین چیزی ممکن است؟ کتاب یهودیان چندان تفاوتی با کتاب من ندارد پس چرا اکثرشان سکولار هستند؟ چطور هست که اکثرشان تورات را چندان جدی نمی گیرند، کتابی که در گذشته از سوی همین یهودیان به عنوان کلام خدا که به موسی وحی شده (همانطور که مسلمانان باور دارند قرآن به محمد وحی شد) پذیرفته شده بود، و با این حال هویتی یهودی دارند؟ آیا ممکن است مسلمانان هم چنین بشوند؟

واضح است که از بالا، پاسخ یک آری روشن است. راه ش هم جدا کردن هویت اسلامی از هویت مسلمان است. نزدیک شدن به همدیگر به عنوان یک جامعه و نه به عنوان یک امت ایدئولوژیک.

وفاق بر ایدئولوژی غیرممکن است. خشونتی که به جان دنیای اسلام افتاده و بیش از هر ارتش خارجی دیگری قربانی مسلمان گرفته، شاهدی بر این مدعاست. اما رمز پیشرفت هر جامعه ای، داشتن حس همبستگی هویتی است. به دیگر ادیان ابراهیمی که دوران اصلاح شان را گذرانده اند بنگرید. مسیحیت و یهودیت هم دوران تیره آکنده از خشونت خودشان را داشته اند. شما امروزه از هر فرصتی برای یادآوری این نکته استفاده می کنید. با این حال هیچ از خودتان پرسیده اید چطور از آن دوران عبور کرده اند؟

خوب هر چقدر هم که پاپ امروز مخالف پیشگیری بارداری، سقط جنین و سکس پیش از ادواج باشد، اکثریت کاتولیک ها امروزه علنا از آزادی روش های پیشگیری دفاع می کنند و تا جان در بدن دارند سکس غیرشرعی می کنند. یهودیان حتی سکولارترند و بسیاری شان در عین اینکه هویتی یهودی دارند خود را اگنوستیک یا خداناباور معرفی می کنند. مخالف خوانان در این جوامع ممکن است هر از چند گاهی گزند کلامی ببینند ولی به قتل نمی رسند.

این در تمایز آشکار با دنیای اسلام است که بر طبق نظرسنجی سال ۲۰۱۳ موسسه پیو، اکثریت مطلق شان معتقدند کسی که دین اسلام را ترک می کند شایسته مرگ است. مسلمانان وسواس دایمی کشف اینکه چه کسی مسلمان واقعی است و چه کسی نیست را دارند. در دفاع از اسلام در برابر کاریکاتوریست و فیلم ساز زبردست اند ولی در اعتراض به کسانی که به نام اسلام جنایت می کنند کاهل. (البته مخالفت تقریبا همه جانبه با حکومت اسلامی، تغییری ست که بایستی به فال نیک گرفت)

واژه میانه رو اعتبارش را از دست داده است. فرید زکریا میانه روهای خاورمیانه را یک خیال بافی خواند. حتی مدافعینی چون نیثن لین هم می گویند استفاده از این واژه به نفع هیچ کسی نیست.

اسلام نیازمند اصلاح گران است نه میانه رو ها. البته که واژه اصلاح با واژگانی چون خدشه ناپذیر چندان میانه ای ندارند.

هدف اصلاح درست کردن است. عوض کردن چیزها، آوردن شان به راه درست. برای درست کردن، ابتدا بایستی بپذیرید چیزی خراب است. نه اینکه «به نظر» خراب می آید یا اینکه «عده ای مغرض خراب نشان ش می دهند» اولین گام اصلاح همین است، اگر به نظرتان کار دشواری می آید به زمان حضرت محمد فکر کنید که خودش یک مخالف رادیکال بود که علیه قریش شوریده بود و از مکه فراری ش داده بودند. به این فکر کنید که چرا عیسی مسیح مصلوب شد. این انسان ها تسلیم مقدس ترین اصول وضع موجود زمان خودشان نشدند.

اینها بی شک «میانه رو» نبودند بلکه رادیکال بودند. شورشی بودند. اصلاح گر بودند. تغییر اینگونه رخ می دهد. همه انقلاب ها اول در شکل شورش رخ می دهد. اسلام یک شورش بود. به چالش کشیدن افکاری مشکل ساز، نه تبعیض است نه کفر. اگر بشود نامی رویش گذاشت، بایستی آن را سنت نامید.

بنمایه انگلیسی: هافینگتون پست

Tags: #RegionalReport

Accreditations

 
GuideStar"  ohchr  community-rdf  unhcr  africancommission
 

Visit AAI on Social Networks

facebook twitter myspace youtube googleplus atheist-nexus-community

Join AAI

aai-logo
 
AAI is non-profit,international orgnaization and we survive on your donations and support. Click here to VOLUNTEER your time or click here to DONATE to Atheist Alliinace International.